یا مغیث من لا مغیث له
من گم شدم
من گم شدم ، من گم شدم
بین وادی عقل و دل سرگردون شدم
یکی بگه که من کجا از صاحبم جدا شدم
من آسمونی بودم ، چرا اسیرخاک شدم ؟؟؟
حسرت آسمونی شدن تو دلم موند و سر به هوا شدم
اسیر درد و غم شدم ، گرسنه و تشنه ی حقیقت ناب شدم
یعنی چقدر از یارم فاصله گرفتم که اینقدر تنها شدم ؟؟؟؟
من مبدا و مقصدم رو می دونم بین دوراهی هاست که حیرون موندم
هیچ جا جا ندارم ، هیچ جا آروم و قرار ندارم که روی زمین وطنی ندارم
من چشم بینا ندارم ، و گرنه واسه دیدن یار آروم و قرار ندارم
صاحبم ای صاحبم ! اگه کمک نکنی پیدا بشم تا ابد تو خودم گمم
تو برهوت غفلت و معصیت گرفتار شدم اسیر سراب های فریبنده ی نفس شدم
توبه می کنم ، توبه می کنم دستم رو بگیر و من رو ببر تو روشنایی حریمت
دیگه از این تاریکی خسته شدم ، بازم از گرمای مهرت به من بچشون که از سردی مهر
دیگران سردشدم
....
....
....
خدایا ! می دونم که حتی لیاقت ندارم اسمت رو به زبون بیارم اما من اگه
صدات نکنم دق می کنم
خدا خدا خدا خدا
خدا خداخدا
خداخدا
خدا
....
....
....
ای که گفتی شیدای منی بیا بیا !
ای که گفتی از جان و دل عاشق منی بیا بیا !
بیا که راهت می دهم ، در بهشت عاشقان جا و مکانت می دهم
از این آوارگی نجاتت می دهم ، بیا که با نور خود صفایت می دهم
بر زخم کهنه ات مرهم می نهم ، دردت را دوای عالی می دهم
بیا که سوز و گدازت را خریدارم ، برای دل پر شررت آب کوثر دارم
بیا که دوستت دارم ، برای یک لحظه هم تنهایت نمی گذارم
________پی نوشت________
این یکی از مطالب آرشیوشده است که قبلا نوشتم نمی خواد نظر بذارید واسه دل خودم آپش کردم